لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

بيعت با احمد بن موسي(عليهما السلام)

نويسنده در صفحه 48 كتاب آورده است گروهي كه دوباره به وقف برگشتند، گروهي مجهول‌اند كه تعدادشان معلوم نيست و از آنها جز نامشان اثري نمانده است. صاحب «المقالات» آنها را «مؤلّفه» مي‌نامد و در جريان‌ها و حوادث تاريخي از آنها اثري نيست.
اما نويسنده سبب بيعت عده‌اي با «احمد بن موسي» برادر حضرت رضا(عليه السلام) را توجيه نشدن آنان از سن كم امام جواد(عليه السلام) مي‌داند و همچنين مدعي است كه شيخ مفيد= علت را گمان او در وصيت كردن حضرت رضا(عليه السلام) درباره امامت دانسته است.[1]
پاسخ
اين بيان نويسنده بسيار مشكوك است؛ زيرا او در يك صفحه قبل مي‌‌نويسد: «در يكي از روايات شيعيان آمده است كه بعد از انتشار خبر رحلت امام كاظم(عليه السلام) در مدينه، شيعيان با احمدبن‌موسي بيعت كردند». چطور مي‌شودكه دوباره شيعيان بعد از رحلت امام رضا(عليه السلام) با وي بيعت كنند؟! مگر آنكه گروه دوم، از عقيده به امام رضا(عليه السلام) نيز برگشته باشند و به گروه اول ملحق شده باشند كه با توجيه ذكر شده در كلام مفيد= ناسازگار است. گفتني است با توجه به بزرگي مقام احمد بن موسي بعيد است كه پس از دعوت براي برادرش، باز مردم را به سوي خويش فرابخواند.
از طرفي، مطابق آنچه نويسنده آورده، احمد بن موسي، زيدي مسلك است. بنابراين بسيار بعيد است كه اماميه، چنين شخصي را امام بداند، مگر آنكه برخي، همراه شدن عده‌اي از شيعيان را با وي در خروج ابوالسرايا، علامت رهبري وي دانسته و آنان را يك فرقه شناخته
باشند.
به هر حال، جريان خروج وي همراه ابوالسرايا كه از زيديه بوده است، اين احتمال را ضعيف مي‌سازد كه اماميه او را جانشين امام انتخاب كرده باشند. بر فرض اثبات اين نَقل‌ها، فقط بر انحراف برخي شيعيان دلالت مي‌كند كه به علت شرايط ويژه آن زمان، دوري از امام خود و فشارهاي وارد شده بر آنها به برخي قيام‌ها ملحق مي‌شدند.
مهم آن است كه روايت مربوط به خروج احمد بن موسي با ابوالسرايا و زيدي بودن وي و اعتقاد به امامت ايشان از نظر سندي مجهول است. در اين روايت آمده است كه دو نفر به نام ابراهيم و اسماعيل (فرزندان ابو‌سمال) بعد از رحلت حضرت كاظم(عليه السلام) مدتي نزد احمد‌بن موسي رفت‌و‌آمد مي‌كردند. چون ابوالسرايا، سري بن منصور شيباني، در سال 199ه‍ .ق، خروج كرد، احمد‌بن موسي نيز با او همراه شد. آن دو نفر به اين سبب از عقيده به او برگشتند و مدعي شدند
كه امام كاظم(عليه السلام) زنده است.[2]در حقيقت اين روايت ضعيف،
منشأ درست شدن اين فرقه و ادعاي زيدي بودن و خروج وي با ابوالسرايا ـ كه زيدي بوده است ـ شده است. در‌حالي‌كه شيخ مفيد= از اين بزرگوار تجليل كرده است و با يك روايت ضعيف نمي‌توان بزرگان را متهم كرد.
 
 
[1]‌. الفصول المختاره، شيخ مفيد، ص 315.
[2]‌. رجال الكشي، ترجمه ابراهيم بن ابي سمال؛ ر.ك: تنقيح المقال، ج 8، ص 168.

کلید واژگان: