لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

شبهه مبهم بودن امامت امام رضا(عليه السلام) نزد خانواده پدر

در صفحه 47 كتاب آمده است: «منصوص بودن امامت علي بن موسي الرضا(عليه السلام) نه تنها براي عموم شيعيان نامعلوم بود، بلكه براساس تاريخ براي فرزندان امام كاظم و همسرش ام‌احمد نيز نامشخص بود».
سپس براي بيان بي‌اطلاعي همسر امام كاظم(عليه السلام) از امامت امام رضا(عليه السلام)، فقط به دادن آدرس از كافي (جلد 1، صفحات 381 و 382) بسنده مي‌كند و در مورد فرزندان حضرت اظهار مي‌كند كه يكي از روايات مي‌گويد: «شيعيان در مدينه با شنيدن خبر رحلت امام كاظم، جلوي خانه ام‌احمد جمع شدند و با احمد پسر امام كاظم بيعت كردند و او را امام دانستند و او نيز از آنها بيعت گرفت».[1]
پاسخ
آنچه در روايت مربوط به همسر امام كاظم(عليه السلام) آمده، اين است:
امام كاظم(عليه السلام) هنگام تبعيد به امام رضا(عليه السلام) سفارش كرد كه هر شب كنار در بخوابد. يكي از شب‌ها امام رضا(عليه السلام) به منزل نيامد كه باعث نگراني خانواده ايشان نيز شد؛ روز بعد، حضرت آمد و به ام‌احمد (همسر حضرت كاظم(عليه السلام)) فرمود: «آن امانتي را كه پدرم به شما سپرده بود، بياور». وي فريادي ‌زد و بر صورت خويش كوبيد و گريبان چاك كرد و گفت: به خدا كه سرورم از دنيا رفت... سپس امانت‌ها را كه مقداري پول و يك زنبيل بود به حضرت داد و گفت: «امام كاظم(عليه السلام) ميان من و خودش اين‌گونه قرار گذارد كه اين امانت نزد تو باشد و كسي را بر آن آگاه نكن. هرگاه يكي از فرزندانم آن را از تو مطالبه كرد، به او بده و بدان كه از دنيا رفته‌ام...».[2]
در اين روايت جمله‌اي نيست كه بر معرفت نداشتن ام‌احمد بر امامت امام رضا(عليه السلام) دلالت كند، فقط به وقت رحلت امام كاظم(عليه السلام) و برگرداندن امانت، نه وصاياي امامت، به حضرت رضا(عليه السلام) اشاره دارد. ام‌احمد نيز با مطالبه اين امانت از رحلت حضرت كاظم(عليه السلام) آگاه شد.
اما درباره بيعت شيعيان با يكي از فرزندان امام كاظم(عليه السلام) به نام احمد، بايد گفت هرچند اين جمله در برخي كتب آمده است؛[3]ولي با توجه به جلالت اين بزرگوار بسيار بعيد است و اگر هم باشد، مثل ديگر موارد است كه عده‌اي از روي ناآگاهي به اين كار اقدام كرده‌اند؛ همچون «عبدالله افطح» بعد از امام صادق(عليه السلام). اصولاً‌ انحراف فرزندان اولياي خدا، دليل بر شبهه در امامت جانشين ايشان يا حتي آگاهي نداشتن آنها از سخن پدر در مورد جانشين او نيست.
 
 
[1]‌. حياة الامام موسي بن جعفر8، باقر شريف قرشي، صص 410 و 411.
[2]‌. كافي، ج 1، ص 444؛ ترجمه كافي، ج 2، ص318.
[3]‌. المقالات والفرق، سعد بن عبدالله اشعري، ص 93.

کلید واژگان: