لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

زيد بن علي و مسئله امامت پدر خويش

نويسنده در صفحه 35 و 36 مدعي است كه زيد‌بن‌علي‌بن‌حسين (فرزند امام سجاد(عليه السلام)) از امامت پدر خويش بي‌اطلاع بوده است.
نويسنده جريان مكالمه «مؤمن طاق» با وي را نقل مي‌كند كه زيد گفت:
پدرم آن‌قدر با من مهربان بود كه لقمه داغ را سرد مي‌كرد و در دهانم مي‌گذاشت. پس چگونه به فكر نيفتاد مرا از جهنم نجات دهد و از امامت خودش باخبر سازد، ولي تو را آگاه كرده است. مؤمن طاق در جواب با ذكر خواب يوسف و نهي حضرت يعقوب از گفتن خواب به برادران به سبب حسادت آنها، به زيد گفت: «مي‌ترسيد اگر بگويد و قبول نكني، جهنمي شوي و از سر دلسوزي به تو نگفت...».
پاسخ
قضاوت گزارش‌هاي تاريخي، نياز به بررسي همه‌جانبه دارد
و با مشاهده يك نقل، نمي‌توان قضاوت دقيقي كرد. روايات گوناگوني درباره جناب زيد بن علي وجود دارد كه روايت فوق يكي از آنهاست. اين روايت افزون بر ضعف سند، يك راوي ضعيف و دو نفر مجهول دارد[1]و با روايات ديگري معارض است كه به اعتقاد او به امامت پدرش و حتي امامت حضرت صادق(عليه السلام) تصريح دارد. در روايتي امام صادق(عليه السلام) ‌فرمود: «رحمت خدا بر عمويم زيد، اگر پيروز مي‌شد وفا مي‌كرد. او تنها به رضاي آل محمد دعوت مي‌كرد و منم آن رضا».[2]
فرزندش يحيي نيز به همين امر تصريح مي‌كرد كه پدرم امام نبود و او عاقل‌تر از آن بود كه چيزي را ادعا كند كه حق او نيست. او مي‌گفت: «من شما را به رضاي آل محمد: دعوت مي‌كنم و مقصودش پسرعمويم جعفر بود». راوي پرسيد: «پس اوست صاحب الامر»؟ گفت: «آري او داناترين بني‌هاشم است».[3]و در روايتي ديگر، جناب زيد ‌فرمود: «جَعْفَر اِمامُنَا فى الْحَلالِ وَالْحَرامِ».[4]
و در روايتي فرمود:
خداوند در هر زماني، به مردي از ما اهل‌بيت، بر خلق احتجاج مي‌كند و حجت زمان ما، برادرزاده‌ام جعفر‌بن‌محمد(عليهما السلام) است. گمراه نشود هر كه از او پيروي كند و هدايت نيابد هر كه با او مخالفت كند.[5]
فرزندش يحيي گويد: «از پدرم درباره ائمه: پرسيدم، گفت: «ائمه، دوازده نفرند؛ چهار نفر از گذشتگان و هشت نفر از باقيمانده‌ها». گفتم: «نام ببر». گفت:
اما آنها كه گذشته‌اند: علي ‌بن ‌ابي‌طالب و حسن و حسين و علي ‌بن حسين: و اما باقيمانده‌ها: برادرم باقر و بعد از او جعفر‌صادق و بعد از او پسرش موسي و سپس پسرش علي و بعد از او پسرش محمد و بعد از او پسرش علي و بعد از او پسرش حسن و بعد از او پسرش مهدي.
گفتم: «اي پدر، آيا تو از آنها نيستي؟» گفت: «نه، ولي من از عترت هستم». پرسيدم: «نام‌هاي ايشان را از كجا دانستي؟» گفت: «عهدي است كه از جانب رسول الله(صلي الله عليه و آله) به ما شده است».[6]
آيا با وجود اين همه تصريح به اعتقاد ايشان به حق امامت ائمه: و از جمله حضرت سجاد(عليه السلام)، مي‌توان به آن روايت قبلي اعتماد كرد؟! بله، اگر روايت ادعا شده صحيح باشد، ممكن است آن را به سبب مصالحي بيان كرده باشد؛ از جمله حفظ موقعيت حضرت صادق(عليه السلام) و اينكه مبادا ديگران قيام را منسوب به ايشان نموده و در نتيجه براي ايشان مشكلاتي ايجاد كنند.
به‌هر‌حال عظمت جناب زيدبن‌علي در علم، عمل و تقوا كه روايات فراواني بر آن دلالت دارد و تجليل از وي و قيامش و اينكه شهداي همراه او مثل شهداي همراه رسول الله(صلي الله عليه و آله) بوده‌اند كه در روايات امام صادق(عليه السلام) و حضرت رضا(عليه السلام) آمده است، همگي از عقيده و شناخت وي از امام زمان خويش نشان دارد؛ بنابراين وجود برخي روايات، اگر ثابت باشد، مي‌تواند به سبب موقعيت خاص او در قيام ضد حكومت اموي صادر شده باشد كه هرگز دليلي بر نشناختن امام زمان خويش نيست.
كساني‌ هم كه همراه او قيام كردند، گرچه عده‌اي وي را امام مي‌پنداشتند، ولي همگي چنين نبودند. ازاين‌رو وقتي مردي در حضور زيد از سليمان بن خالد پرسيد كه درباره زيد چه مي‌گويي، او برتر است يا جعفر(عليه السلام)» سليمان گفت: «به خدا سوگند كه يك روز جعفر، برتر است از تمام دنياي زيد».[7]
 
[1]‌. معجم رجال الحديث، خويي، ج 7، ص 349.
[2]‌. قاموس الرجال، ج 4، ص 566.
[3]‌. همان.
[4]‌. همان، ص 571.
[5]‌. همان، ص 574.
[6]‌. قاموس الرجال، ج 4، ص 575.
[7]‌. قاموس الرجال، ج 4، ص 571.

کلید واژگان: