لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

عملكرد دو همسر پيامبر صلي الله عليه و آله

پيامبر[ صلي الله عليه و آله ] به ما توصيه مي‌كند «همسر شايسته انتخاب كنيد» و شيعيان مي‌گويند دختر عمر، حفصه نيز همانند پدرش منافق بود. آيا چنين وصلتي براي پيامبر شايسته است؟
پاسخ
1. پاسخ قسمتي از اين پرسش در پاسخ پرسش 112 گذشت.
2. عقيده شيعه در خصوص همسران پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله  همان سخن قرآن كريم است كه آنان را «امّ المؤمنين» معرفي كرده است، اما در خصوص همسران رسول خدا صلي الله عليه و آله  توضيحاتي لازم است كه به آن اشاره مي‌شود:
وهابيان در كتاب‌هايشان نظر شيعه را درباره عايشه و حفصه، همسران پيامبر صلي الله عليه و آله  نقد مي‌كنند. در اين زمينه بايد گفت، به دليل اذيت و آزاري كه اين دو زن به رسول خدا صلي الله عليه و آله  روا داشتند و همچنين به سبب مخالفت علني آنها با علي بن ابي‌طالب عليه السلام  در جنگ «جمل»، شيعه رفتار آنان را خطا مي‌داند و معتقد است كه اين دو زن حرمت رسول خدا صلي الله عليه و آله  را نگه نداشتند. وهابيان مي‌گويند كه اين عقيده شيعه، توهين به رسول خدا صلي الله عليه و آله  است، اما بايد توجه داشت كه:
1. بد بودن همسر، از شأن پيامبر صلي الله عليه و آله  نمي‌كاهد؛ زيرا وهابيان چنين القا مي‌كنند كه انتقاد از عملكرد همسر رسول خدا صلي الله عليه و آله ، توهين به ايشان است، در حالي كه اين گفتار فقط در پي فريب‌دادن افكار عمومي و تحريك‌كردن احساسات مسلمانان است؛ چون خداوند با اشاره به دو نفر از پيامبران كه همسر هر دوي آنها كافر و گمراه بودند، مي‌فرمايد:
{ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ} (تحريم: 10)
خداوند براي كساني كه كافر شدند به همسر نوح و همسر لوط مَثَل زده است، آن‌دو، تحت سرپرستي دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولي به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو [پيامبر] سودي به حالشان نداشت و به آنها گفته شد: وارد آتش شويد، همراه كساني كه وارد مي‌شوند.
اين آيه حاوي چند نكته است:
الف) همسر پيامبر بودن، بر ايمان داشتن دلالت نمي‌كند؛
ب) كفر و خيانت همسر پيامبري، از شأن و وجاهت آن پيامبر نمي‌كاهد؛
ج) همسر پيامبر بودن، موجب بخشش گناهان نمي‌شود.
2. رسول خدا صلي الله عليه و آله  بارها عايشه را از جنگ «جمل» برحذر داشت، اما عايشه به تذكرات رسول خدا صلي الله عليه و آله  توجهي نكرد. منابع اهل سنت نوشته‌اند: ام سلمه[ عليها السلام ] مي‌فرمايد:
ذَكرَ النَّبيُ[صلي الله عليه و آله] خُروجَ بَعضِ اُمّهاتِ المُؤمنين. فَضَحِكتْ عايشةُ. فقال: اُنظري يا حُميراءُ اَنْ لاتَكوني أنَت... .[1]
روزي رسول خدا[ صلي الله عليه و آله ] خروج بعضي از ام مؤمنان را يادآور شد. عايشه خنديد. رسول خدا[ صلي الله عليه و آله ] فرمود: توجه داشته باش اي حميرا كه آن خروج كننده تو نباشي.
همچنين نوشته‌اند:
رَسولُ الله[صلي الله عليه و آله] يَقولُ لِنسائهِ: كَانّي بإحداكُنَّ قَدْ نبحها كِلابُ الْحوأب وَ ايّاكَ اَنْ تَكوني أنتَ يا حُميراءُ.[2]
رسول خدا به همسرانش مي‌فرمود: به يكي از شماها سگ‌هاي «حوأب» پارس خواهند كرد؛ اي عايشه مبادا آن زن تو باشي!
اين روايت گاه به تفصيل و گاه به اختصار در بيش از صد بيان، در ده‌ها منبع اهل سنت، نقل شده است.
عايشه به اين تذكرات رسول خدا صلي الله عليه و آله  توجه نكرد و براي رهبري جنگ «جمل» به بصره رفت و بدين ترتيب، با رسول خدا صلي الله عليه و آله  مخالفت كرد.
 عليها السلام . عايشه حرمت رسول خدا صلي الله عليه و آله  را نگه نمي‌داشت و بر سر او فرياد مي‌كشيد.
روزي ابوبكر به منزل رسول خدا صلي الله عليه و آله  رفت. صداي عايشه را شنيد كه بر سر پيامبر صلي الله عليه و آله  فرياد مي‌كشيد. ابوبكر وارد شد و كشيده محكمي بر صورت عايشه زد و گفت: چطور جرئت مي‌كني به رسول خدا صلي الله عليه و آله  بي‌احترامي كني... .[3]
4. آيه‌هاي  عليها السلام ، 4 و 5 سوره «تحريم»، در نكوهش عايشه و حفصه نازل شده است. خداوند در آيه 5 اين سوره، عايشه و حفصه را به طلاق تهديد كرده است: «(اي همسران پيامبر) اگر او شما را طلاق دهد، اميد است پروردگارش به‌جاي شما همسراني بهتر براي او قرار دهد؛ همسراني مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه‌كننده، عبادت‌كار، هجرت‌كننده...».
در منابع اهل سنت نوشته‌اند كه عايشه و حفصه رسول خدا صلي الله عليه و آله  را آزار دادند و خداوند در اين آيه‌ها آنها را تهديد كرده است.[4]
5. عايشه و حفصه چندان رسول خدا صلي الله عليه و آله  را آزردند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله  ناچار شد آن دو را طلاق دهد. اهل سنت نوشته‌اند:
رسول خدا[ صلي الله عليه و آله ] حفصه دختر عمر را طلاق داد و اين خبر به عمر رسيد. پس، عمر بر سر خود خاك مي‌ريخت و مي‌گفت: خداوند پس از اين به عمر و دخترش خير نخواهد داد.[5]
عمربن الخطاب مي‌گويد:
رسول خدا[ صلي الله عليه و آله ] از همسرانش كناره گرفت و شنيدم كه مردم مي‌گفتند: رسول خدا همسرانش را طلاق داده است. نزد عايشه رفتم و گفتم: دختر ابوبكر! خبردار شدم كه رسول خدا[ صلي الله عليه و آله ] را رنجانده‌اي؟ گفت: كارهاي من به تو چه ربطي دارد، برو سراغ ديگري! نزد حفصه رفتم. گفتم: حفصه! به من خبر رسيده است كه رسول خدا[ صلي الله عليه و آله ] را آزار داده‌اي؟ به خدا سوگند مي‌دانستم او تو را دوست ندارد و اگر من نبودم به يقين تو را طلاق مي‌داد. پس حفصه به شدت گريست و من سراغ پيامبر را گرفتم...[6]
 
[1]. مستدرك حاكم، ج3، ص129؛ سنن ابن ماجه، ج2، ص826.
[2]. مستدرك حاكم، ج3، ص129؛ مسند احمد بن حنبل، ج6، ص52؛ الامامة و السياسه، ج 1، ص 82؛ الاصابه، ج 8، ص 186؛ البداية و النهايه، ج 6، ص 212.
[3]. مسند احمد بن حنبل، ج4، ص275؛ سنن بيهقي، ج5، صص139 و 365.
[4]. صحيح بخاري، ج6، ص71؛ صحيح مسلم، ج4، ص189.
[5]. صحيح بخاري، ج2، ص871؛ صحيح مسلم، ج4، ص188؛ سنن بيهقي، ج7، ص37؛ سنن ترمذي، ج5، ص420؛ الاستيعاب، ج 4، ص 1812؛ اسد الغابه، ج 6، ص 66؛ الاصابه، ج 8، ص 86.
[6]. انساب الاشراف، ج 1، ص 425.

کلید واژگان: