لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

آيا شيوه‌هاي عزاداري در اربعين، اسلامي است و احياي اربعين، بر خلاف سنت نبوي نيست؟

عزاداري شيعيان، چه در اربعين و چه در ايام ديگر، نه‌تنها بر خلاف سنت رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نيست، بلكه عين سنت ايشان است و به جرئت مي‌توان گفت، اولين عزاداري درباره امام حسين(عليه السلام)، از سوي شخص رسول الله(صلي الله عليه و آله) بود. اين تنها سخن و ادعاي شيعيان نيست، بلكه در منابع معتبر اهل سنت نيز، رواياتي وجود دارد كه اين ادعا را اثبات مي‌كند. صريح‌ترين روايت در اين باره، از امّ سلمه است. ما به دليل اهميت اين روايت، متن عربي و ترجمه آن را مي‌آوريم، تا صحت اين ادعا روشن شود كه آنچه را شيعيان از عزاداري انجام مي‌دهند (البته با روش‌هاي گوناگون كه مربوط به فرهنگ هر منطقه است) برگرفته از اصل دين و عمل به سنت پيامبر اعظم(صلي الله عليه و آله) است:
أم سَلَمَه مي‌گويد:
پيامبر(صلي الله عليه و آله) در خانه من خوابيده بود كه حسين(عليه السلام) آمد. من كنار در نشستم و او را گرفتم، تا مبادا داخل شود و پيامبر(صلي الله عليه و آله) را بيدار كند. در اين هنگام اندكي غافل شدم و حسين(عليه السلام) از دستم گريخت و بر شكم حضرت نشست. سپس ندبه و زاري رسول الله(صلي الله عليه و آله) را شنيدم. آمدم و گفتم: «يا رسول الله! متوجه او نشدم». رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فرمود: «همانا جبرئيل(عليه السلام) نزد من آمد، درحالي‌كه او روي شكم من نشسته بود و از من پرسيد: او را دوست داري؟ گفتم: بله. گفت: همانا امت تو او را خواهند كشت. آيا مي‌خواهي خاكي كه در آن كشته مي‌شود را نشان دهم. گفتم: آري، پس اين تربت را نشان داد». در دستانش تربت سرخ بود، درحالي‌كه گريه مي‌كرد.[1]
هيچ كس در تاريخ وجود ندارد كه پيامبري از پيامبران يا سيد و خاتم پيامبران، قبل از كشته شدنش بر او گريه كرده باشد، مگر امام حسين(عليه السلام). حالا اگر رسول الله(صلي الله عليه و آله) پس از شهادت امام حسين(عليه السلام) مي‌بود، چه مي‌كرد؟ او كه پيش از شهادتش گريه و شيون كرد.
اگر مقصود از اين خلاف سنت، پياده‌روي براي زيارت اربعين باشد، اين هم مستند به روايات است، كه از ائمه: به ما رسيده است. روايات متعددي درباره پياده رفتن (ماشياً) به زيارت امام حسين(عليه السلام) وجود دارد. جالب آنكه اين رسم، از همان بدو وقوع واقعه عاشورا مرسوم شد، كه زيارت جابر، عطيه كوفي و بعد كاروان اسيران، با حضور امام سجاد(عليه السلام) و حضرت زينب(عليها السلام)، شاهدي است بر اين مدعا.
بنابراين بزرگداشت پياده‌روي اربعين، هم از سوي امام معصوم (امام سجاد(عليه السلام))، تقرير شده است و هم به نوعي به عنوان شعائر الهي، در ميان شيعه و اصحاب معصومان (جابر بن عبدالله انصاري و عطيه)، مرسوم بوده است؛ همچنان‌كه سيره علماء و فقهاء شيعه بر اين امر، تاكنون و در طي قرن‌ها، مستمر بوده است. همچنين در آداب تعليمي امام صادق(عليه السلام) به شيعيان، زيارت روز اربعين، سفارش شده است.
ابن قولويه در كتاب ارزشمند كامل الزيارات، از امام صادق(عليه السلام) در فضيلت پياده‌روي براي زيارت امام حسين(عليه السلام)، چنين نقل مي‌كند:
اي علي! قبر حسين(عليه السلام) را زيارت كن و ترك مكن. عرض كردم: ثواب كسي كه آن حضرت را زيارت كند چيست؟حضرت فرمود: كسي كه آن حضرت را پياده زيارت كند، خداوند براي هر قدمي كه برمي‏‌دارد، يك حسنه مي‌نويسد، يك گناه از او محو مي‌كند، و يك درجه، مرتبه‏اش را بالا مي‌‏برد؛ و وقتي به زيارت رفت،
حق تعالي دو فرشته را موكّل او مي‌فرمايد كه آنچه خير از دهان او خارج مي‌شود، بنويسند و آنچه شر و بد است، ننويسند؛ و
وقتي برگشت، با او وداع كرده و به وي مي‌گويند: اي ولي خدا! گناهانت آمرزيده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بيت رسولش هستي. به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهي ديد و آتش نيز هرگز تو را نخواهد ديد و تو را طعمه خود نخواهد كرد.[2]
بنابراين زيارت اربعين، نه‌تنها مخالف با سنت رسول الله(صلي الله عليه و آله) نيست، بلكه نوعي تجديد ميثاق با امام حسين(عليه السلام) و اهل بيت: است. ابراز وفاداري نسبت به آنان و راه و مرامشان، ابراز عداوت و برائت نسبت به قاتلان و دشمنان آنان، در حقيقت احياي سنت رسول الله(صلي الله عليه و آله) است كه از سوي دشمنان ايشان، به كنار گذاشته شده بود.
 
[1]. اتحاف الخيرة المهرة بزوائد المسانيد العشره، ج7، ص238؛«كَانَ النَّبِيُّ9نَائِمًا فِي بَيْتِي. فَجَاءَ حُسَيْنٌ يَدْرُجُ. قَالَتْ: فَقَعَدْت عَلَى الْبَاب فَامْسَكْتُهُ مَخَافَةَ أَنْ يَدْخُلَ فَيُوقِظَهُ. قَالَتْ: ثُمَّ غَفَلْتُ فِي شَيْءٍ فَدَبَّ فَدَخَلَ فَقَعَدَعَلَى بَطْنِهِ. قَالَتْ: فَسَمِعْتُ نَحِيبَ رَسُولِ اللهِ9.فَجِئْتُ. فَقُلْتُ: يَارَسُولَ اللهِِ، وَاللهِ مَاعَلِمْتُ بِهِ. فَقَالَ: إِنَّمَا جَاءَنِي جِبْرِيلُ7وَهُوَ عَلَى بَطْنِي قَاعِدٌ. فَقَالَ لِي: اتُحِبَّهَ؟ فَقُلْتُ: نَعَمْ، قال: إِنَّ اُمَتَكَ سَتَقْتُلُهُ. الا اُرِيَكَ التُّرْبَةَ الَّتِي يُقْتَلُ بِهَا؟ قَالَ: فَقُلْتُ: بَلَى، قال: فَضَرَبَ بِجَنَاحِهِ فَاتَانِي بِهَذِهِ التُّرْبَةِ. قَالَتْ: فَإِذَا فِي يَدِهِ تُرْبَةٌ حَمْرَاءُ وَهُوَ يَبْكِي».
[2]. كامل الزيارات، ص134؛«عَنْ عَلِي بْنِ مَيمُونٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ، قَالَ: يا عَلِي! زُرِ الْحُسَينَ وَ لَا تَدَعْهُ. قَالَ: قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ؟ قَالَ: مَنْ أَتَاهُ مَاشِياً كَتَبَ الله لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً. فَإِذَا أَتَاهُ، وَكَّلَ الله بِهِ مَلَكَينِ يكْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِيهِ مِنْ خَيرٍ وَ لَا يكْتُبَانِ مَا يخْرُجُ مِنْ فِيهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَيرَ ذَلِكَ. فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا: يا وَلِي اللهِ مَغْفُوراً لَكَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَيتِ رَسُولِه، وَ اللهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَينِكَ أَبَداً وَ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَطْعَمُكَ أَبَداً».

کلید واژگان: