لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

چرا شيعيان در اذان و اقامه به ولايت اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) شهادت مي‌دهند؟

يكي از اختلاف‌هاي شيعه و اهل سنت، در بندهاي اذان است. شيعيان در اذان بند «اشهد ان علياً ولي الله» را دارند؛ درحالي‌كه اهل سنت اين بند را نمي‌گويند. از ديدگاه وهابيت، اين عمل شيعيان بدعت است. ازاين‌رو، اين پرسش پيش مي‌آيد كه چرا شيعيان اين بند را به اذان اضافه كرده‌اند.
×  پاسخ
نخست لازم است درباره شيوه اذان و اقامه گفتن پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) در نماز مطالبي بيان شود:
براساس روايت‌هاي صحيح، پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در اذان به نبوت خود گواهي مي‌داد؛ زيرا پيامبر(صلي الله عليه و آله) مانند ديگر افراد، بايد به احكام و تكاليف شرعي عمل كند. در روايت‌هاي فراواني آمده است: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هنگام اذان، به وحدانيت خداوند و نبوت خود شهادت مي‌داد. در اين باره به يك نمونه ازاين‌روايت‌ها اشاره مي‌كنيم.
امام باقر(عليه السلام) فرمود:
در شب معراج، آن‌گاه كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) به بيت المعمور رسيد، وقت نماز شد. جبرئيل اذان و اقامه گفت. پيامبر(صلي الله عليه و آله) جلو ايستاد، فرشتگان و پيامبران، پشت سر حضرت به صف ايستادند [و نماز را به جاي آوردند]». كسي از امام باقر‌(عليه السلام) پرسيد: جبرئيل چگونه اذان گفت؟ امام‌(عليه السلام) فرمود: «الله اكبر، أشهد ان لا إله إلاّ الله، أشهد أن محمّداً رسول الله... (تاآخراذان)».[1]
روشن است وقتي تشريع اذان با اين جمله‌ها باشد، اذان پيامبر(صلي الله عليه و آله) نمي‌تواند به گونه‌اي ديگر باشد. ازاين‌رو، شيوه اذان گفتن پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) با اذان گفتن جبرئيل و امت پيامبر(صلي الله عليه و آله) تفاوتي ندارد.
در كتاب«السلافة في امر الخلافة»آمده است: سلمان فارسي در اذان خود شهادت ثالثه را اضافه كرد و همين موجب شد مردي به نزد پيامبر(صلي الله عليه و آله) رفت و اعتراض كرد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در پاسخ وي فرمود:«نيكو سخني را شنيدي». همچنين در اين كتاب آمده است: پس از واقعه‌ غدير، ابوذر غفاري در اذان خود پس از شهادتين، به ولايت امير مؤمنان علي(عليه السلام) شهادت داد. جمعي از منافقان اين را نپسنديدند و آنچه را ديده بودند، به عنوان اعتراض بر پيامبر(صلي الله عليه و آله) عرضه كردند. پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرمود: «پس چه بود معناي خطبه طولاني من كه در روز غدير براي شما خواندم؟ آيا معناي آن غير از ولايت علي است»؟ سپس فرمود: «مگر نشنيده‌ايد كلام مرا كه: آسمان، سايه نيفكنده و زمين در خود جاي نداده، كسي راستگوتر از ابوذر».[2]
متاسفانه اين كتاب در دسترس نيست تا درباره سند اين حديث، بيشتر تحقيق شود. همچنين، اين روايت در متون پيش از قرن هفتم يافت نشده است تا درباره سند آن اظهار نظر شود.
افزون‌ بر اين، روايت‌هايي كه از ائمه(عليهم السلام) در بيان اجزاي اذان نقل شده، به جزئيت شهادت به ولايت امام علي(عليه السلام) اشاره‌اي ندارد و اين مي‌تواند اجزاي اذان در زمان
رسول خدا(صلي الله عليه و آله) را تبيين كند. بر اساس روايت‌هاي اهل بيت، اذان هيجده جمله دارد. اين جملات عبارتند از: الله أَكبَرُ، الله أَكبَرُ، الله أَكبَرُ، الله أَكبَرُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا الله، أَشْهَدُ أَن ْلَا إِلَهَ إِلَّا الله، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رسول الله، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رسول الله، حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ، حَيَّ علَى الْفَلَاحِ، حَيَّ عَلَى خَيرِالْعَمَلِ، حَيَّ عَلَى خَيرِ الْعَمَلِ، الله أَكبَرُ، الله أَكبَرُ، لَا إِلَهَ إِلَّا الله، لَا إِلَهَ إِلَّا الله.[3]
همان‌گونه كه گفته شد: روايت‌هاي فراواني درباره ثواب گواهي دادن به ولايت امام علي(عليه السلام) و گفتن «اشهد ان علياً ولى الله‌»، پس از شهادت به وحدانيت خداوند و نبوت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله)، نقل شده است.
نظر علماي شيعه درباره استحباب شهادت ثالثه «أشهد أنّ عليا ولي الله»
در اين زمينه دو نظر موجود است:
1. برخي آن را جزء مستحب مي‌دانند؛ يعني مانند قنوت كه جزيي از نماز و مستحب است.
2. برخي نيز آن را مستحب مي‌دانند، ولي بدون قصد جزئيت؛ يعني مستحبي است كه از اجزاي اذان نيست؛ مانند صلوات در هنگام بردن يا شنيدن نام گرامي رسول اسلام(صلي الله عليه و آله) كه استحباب صلوات فرستادن، پس از شنيدن نام ايشان مخصوص به غير اذان نيست؛ يعني حتي در اذان هم اگر كسي نام ايشان را بر زبان آورد، مستحب است پس از آن صلوات بفرستد و كسي در اين زمينه، اشكال نگرفته است.
درباره شهادت ثالثه نيز همين مطلب آمده است. طبق روايت‌هاي شيعه، هر زمان شخصي به وحدانيت خدا و نبوت پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) شهادت داد، بلافاصله پس از آن، بايد به ولايت امير مؤمنان(عليه السلام) نيز شهادت بدهد.
صاحب جواهر مي‌گويد:
اشكالي ندارد ذكر شهادت سوم؛ نه به عنوان جزئيت، به لحاظ عمل كردن به روايت احتجاج و اين معني شهادت سوم، ضرري به موالات و ترتيب اذان و اقامه نمي‌زند، بلكه مانند صلوات بر محمد(صلي الله عليه و آله) است به هنگام شنيدن اسم ايشان در اذان و بلكه اگر اتفاق و تسالم اصحاب و فقها بر عدم جزئيت نبود، جا داشت ادعاي جزئيت آن را مي‌كرديم. براساس اينكه عمومات، صلاحيت دارند براي عبادت، خصوصيت تشريع كنند و اگر در فتواي عده‌اي از علما ديده شود كه حكم به تحريم آن كرده‌اند، مقصود، حكم به تحريم به نحو جزئيت بوده است؛ يعني آن را نبايد به قصد جزء اذان گفت؛ ولي اصل گفتن آن، بدون اين قصد، اشكالي ندارد.[4]
بنابراين شهادت ثالثه نزد بيشتر علماي ما، مكمل شهادت به رسالت رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) است و خود نيز مستحب؛ اگرچه جزو اجزاي اذان به شمار نمي‌رود.
شبهه: آيا شهادت به ولايت امام علي(عليه السلام) بدعت است؟
تكليف شبهه‌اي كه امكان طرح آن وجود دارد، آن است كه شايد گفتن آن بدعت باشد. در معناي بدعت آورده‌اند: «وارد كردن عقيده يا عملي در حوزه دين بدون استناد به منابع پذيرفته شده در استنباط احكام، همچون قرآن و سنت معصومان(عليهم السلام) و از بدعت به تشريع در دين نيز تعبير مي‌شود».[5]با توجه به اين معنا، اگر كسي شهادت بر حضرت علي(عليه السلام) را جزو اذان بداند و در اذان بگويد، بدعت و حرام است، ولي ذكر جمله«اشهد ان علياً اميرالمؤمنين»در اذان، اگر به قصد جزئيت نباشد، اشكالي ندارد و به موالات اذان ضرر نمي‌زند، همان گونه كه ذكر جمله«صلى الله عليه و آله»پس از«اشهد ان محمد رسول الله»به موالات اذان آسيب نمي‌‌رساند.
گفتني است بيشتر فقهاي شيعه، شهادت بر ولايت حضرت علي(عليه السلام) را جزو اذان نمي‌دانند و معتقدند در صورت گفتن، بايد طوري ادا شود كه شبيه جمله‌هاي اذان و اقامه نباشد. ازاين‌رو، گفتن آن بدعت نيست و اشكالي ندارد.
درنتيجه، گفتن جمله‌«علي ولي الله»در اذان، اقامه و تلقين ميت با توجه به جايگاه و مقام و منزلت علي(عليه السلام) اگر به قصد قربت يا تيمن و تبرك ـ غير از جزئيت ـ باشد، بي‌اشكال است.
نتيجه‌گيري
شهادت سوم، جزو اذان و اقامه نيست و اضافه كردن آن به اذان، با توجه به روايت‌هاي عام و مطلق شيعه و سني، مستحب است و آنچه مورد بحث قرار مي‌گيرد، بدعتي است كه خود اهل تسنن در اذان و اقامه، با توجه به روايت‌هاي بيان‌شده از كتاب‌هايشان طرح كرده‌اند.
 
 
 
[1]. تهذيب الأحكام، شيخ طوسي، ج2، ص60.
[2]. السلافة في امر الخلافة، شيخ عبدالله مراغي مصري، صص32 و 33. مراغي از علماي اهل سنت است كه در قرن هفتم مي زيسته است. كتاب وي از جمله كتاب‌هاي خطي است كه دركتاب‌خانه ظاهريه دمشق موجود است.
[3]. من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج1، صص289 و 290؛ تهذيب الاحكام، ج2، ص61.
[4]. جواهر الكلام، ج9، ص87.
[5]. ر.ك: المفردات في غريب القرآن، حسين بن محمد راغب اصفهاني، ص111؛ معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهية، محمود عبدالرحمان، ج1، صص361 و 362.

کلید واژگان: