لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

جمع بين دو نماز

نشستن پس از سجده دوم
فقهاي شيعه و شافعي معتقدند پس از سربرداشتن از سجده دوم و پيش از برخاستن براي ركعت بعدي، واجب است نشستن[1]، اما فقهاي ديگر اهل سنت مثل ابوحنيفه، مالك و ديگران واجب نمي‌دانند، ولي در صحيح بخاري روايت شده كه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) مي‌نشست.[2]
جمع ميان دو نماز در حضر در حال اختيار
سخن فقها متفّق است بر اين‌كه در عرفه و مزدلفه، دو نماز را حقيقتاً با هم خواندن رجحان دارد، نه در صورت.
قرطبي گويد: اجماع دارند كه جمع بين ظهر و عصر در وقت ظهر در عرفه، و جمع بين مغرب و عشاء در مزدلفه در وقت عشاء هم سنت است، ولي در جمع در غير اين دو مكان اختلاف دارند.[3]
بيشتر فقهاي اهل سنت، غير از حسن، نخعي، ابوحنيفه و... معتقدند كه در سفر مي‌توان دو نماز را با هم خواند.
اتفاق شيعه بر اين است كه مي‌توان در حضر در حال اختيار، دو
نماز را با هم خواند، گرچه با فاصله بهتر است. شيخ طوسي مي‌گويد: جمع بين دو نماز ظهر و عصر، يا مغرب و عشاء، در سفر و حضر و در
هر حال جايز است و فرقي نيست كه آن دو را در وقتِ نماز اوّلي بخواند يا دوم، چون پس از زوال و پس از مغرب، وقت مشترك است، طبق آنچه بيان كرديم.[4]
جمع بين دو نماز بر اساس مذهب شيعه، به معناي خواندن نماز در غير وقت شرعي نيست، بلكه حاصل آن، انجام در غير وقت فضيلت است.
شيعه بر اساس روايات ائمه معصومين(عليهم السلام) معتقد است وقتي هنگام ظهر، زوال شد، وقت هر دو نماز ظهر و عصر وارد شده است، الاّ اين‌كه نماز ظهر را بايد پيش از عصر به جا آورد. بنابراين، بين ظهر تا غروب وقت مشترك دو نماز است، جز اين‌كه به اندازه چهار ركعت پس از زوال، وقت مختص ظهر است و به اندازه چهار ركعت آخر وقت، وقت اختصاصي عصر است و بين اين دو وقت مشترك است. كسي كه دو نماز را در غير وقت خاصّ با هم بخواند، نماز را در وقتش خوانده و نمازش اداست نه قضا.
بيشتر كساني كه جمع بين دو نماز را از سوي شيعه، غريب مي‌پندارند براي آن است كه تصور مي‌كنند يكي از دو نماز در غير وقتش خوانده مي‌شود. ليكن نمي‌دانند كه نماز در غير وقتِ فضيلتش انجام مي‌شود، نه خارج از وقتِ اِجزاء. پس مي‌توان گفت كه نماز سه وقت دارد:
1. وقت اختصاصي، مثل چهار ركعت اول يا آخر وقت ظهر و عصر، يا سه ركعت بعد از مغرب و چهار ركعتِ پيش از نيمه شب.
2. وقت فضيلت.
3. وقت اِجزاء، وقت اِجزاء، اعم از وقت فضيلت و خارج از وقت فضيلت است.
روايات فراواني است كه ائمه اهل بيت(عليهم السلام) فرموده‌اند:
وقتي ظهر «زوال خورشيد» شد، هر دو وقت داخل شده، ليكن نماز ظهر قبل از نماز عصر است.
صدوق با سند خود از زراره از امام باقر(عليه السلام) روايت مي‌كند كه فرمود:
هرگاه زوال خورشيد شد، وقت ظهر و عصر داخل شده است و چون خورشيد غروب كرد، وقت مغرب و عشاء وارد شده است.[5]
عبيد بن زراره نقل مي‌كند: از امام صادق(عليه السلام) درباره وقت ظهر و عصر پرسيدم. فرمود:
چون زوال خورشيد شود، وقت ظهر و عصر داخل مي‌شود، الاّ اين‌كه اين قبل از آن است، آن‌گاه تو در وقت هر دو قرار داري تا آن‌كه خورشيد غروب كند.[6]
روايات به اين مضمون زياد است كه به اين مقدار بسنده مي‌كنيم.
پس وقتي نمازها سه وقت دارند، معلوم مي‌شود كه جمع بين دو نماز، اشكالي ندارد، تنها فضيلت اول وقت از دست مي‌رود، نه اصل وقت. به همين خاطر از ائمه اهل بيت(عليهم السلام) روايت شده است كه جدا خواندن افضل از با هم خواندن است.
اسحاق بن عمار، از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نماز ظهر و عصر را در يك جا خواند، بدون آن‌كه علت و سببي باشد. عمر پرسيد: آيا در نماز، چيز تازه‌اي رخ داده است؟ فرمود: نه، خواستم بر امّتم توسعه داده باشم.[7]
كليني از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه فرمود:
پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) نماز ظهر و عصر را هنگام زوال خورشيد به صورت جماعت به دنبال هم خواند، بدون علت. نماز مغرب و عشاء را هم قبل از زوال سرخي شفق به دنبال هم خواند به صورت جماعت، بدون علت. پيامبر خدا چنين كرد تا بر امت خود توسعه داده باشد.[8]روايات ديگري
نيز هست كه شيخ حرّ عاملي آن‌ها را در وسائل الشيعه گرد آورده
است.[9]
جواز جمع بين دو نماز از روي اختيار، هرچند از ضروريات فقه شيعه است، ليكن غير از شيعه هم كساني از فقهاي اهل سنت با آن موافق‌اند.
ابن رشد گويد: در مورد جمع بين دو نماز در حضر بدون عذر، مالك و بيشتر فقها جايز نمي‌دانند، ولي جمعي از اهل ظاهر، واشهب از اصحاب مالك آن را اجازه داده‌اند.[10]
قرآن و جمع بين دو نماز
در قرآن است:
{أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلي غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً}[11]
نماز را از زوال خورشيد (هنگام ظهر) تا نهايت تاريكي شب برپادار و همچنين قرآنِ فجر (نماز صبح) را، چرا كه قرآن فجر، مشهود است.
آيه عهده‌دار بيان اوقات نمازهاي پنجگانه است. اگر مقصود از «غسق الليل» را نيمه شب بدانيم، فاصله بين دلوك و غسق شب، اوقاتي براي چهار نماز مي‌شود. جز اين‌كه دليل خاصّ داريم كه وقت ظهر و عصر تا غروب آفتاب است. پس فاصله ظهر تا غروب، وقت مشترك ظهر و عصر مي‌شود، فاصله بين غروب تا نيمه شب هم وقت مشترك مغرب و عشاء مي‌شود.
گاهي غسق را به غروب خورشيد تفسير مي‌كنند. در آن هنگام، آيه وقت ظهر و عصر و نماز صبح را بيان مي‌كند نه مغرب و عشاء را. ولي تفسير اول معروف است.
طبرسي گويد: آيه دلالت دارد كه وقت نماز ظهر تا آخر روز وسعت دارد، چون خداوند از زوال ظهر تا نيمه شب را وقت چهار نماز قرار داده است، جز اين‌كه ظهر و عصر از زوال تا غروب، وقت مشترك دارند، مغرب و عشاء هم از غروب تا غسق، وقت مشترك دارند، وقت نماز صبح را هم جداگانه با «وقرآن الفجر» بيان كرده است. پس در آيه، وجوب نمازهاي پنجگانه و وقت آن‌ها بيان شده است.[12]
جمع بين دو نماز در حضر و حال اختيار، در روايات
روايات بسياري از پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) نقل شده كه جمع بين دو نماز را در حضر و در حالت اختيار جايز مي‌داند.
يحيي بن يحيي از مالك، از زبير از سعيد بن جبير، از ابن عباس نقل مي‌كند كه گفت: رسول خدا(صلي الله عليه و آله) ظهر و عصر را با هم، و مغرب و عشاء را با هم خواند، بدون حالت خوف و سفر.
ابن عباس گفت: رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نماز ظهر و عصر را در مدينه، بدون خوف و سفر با هم خواند. پدر زهير گويد: از سعيد پرسيدم: چرا چنين كرد؟ گفت: همين سؤال را من از ابن عباس پرسيدم، گفت: مي‌خواست كسي از امتش به حرج و زحمت نيفتد.
ابوبكر بن ابي شيبه و ابوكريب هر دو از ابومعاويه نقل كرده‌اند و ابوكريب و ابوسعيد اشج گفته‌اند كه وكيع و ابي كريب از اعمش، از حبيب بن ابي ثابت، از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل كرده‌اند كه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) در مدينه بدون حالت خوف و باران، ظهر و عصر را و مغرب و عشاء را با هم خواند. وكيع گويد: به ابن عباس گفتم: چرا چنين كرد؟ گفت: تا امتش به زحمت نيفتند.
رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در مدينه هفت و هشت را خواند[13]، ظهر و عصر و مغرب و عشاء را.
عبدالله بن شقيق نقل مي‌كند: روزي ابن عباس پس از عصر بر ما خطبه خواند، تا آن‌كه خورشيد غروب كرد و ستاره‌ها آشكار شدند و مردم مي‌گفتند: نماز، نماز. مردي از بني تميم نزد او آمد و با قاطعيت مي‌گفت: نماز، نماز. ابن عباس گفت:‌اي بي مادر، آيا به من سنت مي‌آموزي؟ سپس گفت: رسول خدا(صلي الله عليه و آله) را ديدم كه ظهر و عصر را و مغرب و عشاء را با هم مي‌خواند. عبدالله بن شقيق گويد: در دلم از اين سخن ترديدي پيش آمد. پيش ابوهريره رفتم و پرسيدم، او سخن ابن عباس را تصديق كرد.
ترمذي از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مي‌كند: رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در مدينه، بي‌آن‌كه خوف و باران باشد، ظهر و عصر را با هم و مغرب و عشاء را با هم خواند. به ابن عباس گفتند: چه قصدي داشت؟ گفت مي‌خواست امتش به زحمت نيفتند.[14]
مالك از سعيد بن جبير از عبدالله بن عباس نقل مي‌كند: رسول خدا(صلي الله عليه و آله) ظهر و عصر را با هم، و مغرب و عشاء را با هم خواند، بدون حالت خوف و سفر.[15]
نسائي از جابر بن زيد از ابن عباس نقل مي‌كند كه وي در بصره نماز اول و عصر را بدون فاصله‌اي بين آن دو خواند، نيز مغرب و عشاء را با هم خواند. به خاطر اين‌كه كار داشت، ابن عباس مي‌پنداشت در مدينه، همراه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله ميان آن‌ها خوانده است.[16]
عبدالرزاق از عمرو بن شعيب، از عبدالله بن عمر نقل مي‌كند: رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در حالي كه مقيم بود نه مسافر، نماز ظهر و عصر را با ما با هم خواند، مردي به ابن عمر گفت: فكر مي‌كني چرا چنين كرد؟ گفت: تا اگر كسي جمع خواند، زحمتي بر امتش نباشد.[17]
روايات ديگري هم هست كه جهت رعايت اختصار از نقل آن‌ها چشم پوشيديم و در كتب حديث پراكنده است.[18]
روايات صريح است در اين‌كه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) در مدينه، بدون آن‌كه خوف، باران يا بيماري و علتي باشد، دو نماز را با هم خوانده است تا جمع بين دو نماز و مشروعيت آن را بيان كند، تا توهم نشود كه جدا خواندن واجب است، چرا كه اقدام پيامبر(صلي الله عليه و آله) بر خواندن نمازها در وقت فضيلتش استمرار داشته است. پيامبر با عمل خويش ثابت كرد كه جمع هم جايز است، هرچند بهتر، خواندن در وقت خودش است.
 
[1]. جلسه استراحت.
[2]. صحيح بخاري، ج1، ص208 ـ 209؛ سنن نسائي، ج2، ص234.
[3]. بداية المجتهد، ج1، ص170.
[4]. الخلاف، ج1، ص588، مسأله 351.
[5]. الفقيه، ج1، ص140، نيز حديث 1، از باب 17 همين ابواب.
[6]. التهذيب، ج2، ص26.
[7]. علل الشرايع، ص321، باب 11.
[8]. كافي، ج3، ص286، حديث 1.
[9]. وسائل الشيعه، ج4، ص220 ـ 223، باب 33 از ابواب مواقيت.
[10]. بداية المجتهد، ج 2، ص 374، چاپ همراه تحقيق.
[11]. اسراء: 78.
[12]. مجمع البيان، ج3، ص434.
[13]. لفّ و نشر غير مرتب است، مرتب آن است كه بگويد: هشت و هفت.
[14]. سنن ترمذي، ج 1، ص 354، شماره 187.
[15]. موطّأ مالك، ج1، ص144، باب جمع بين دو نماز در حضر و سفر، شماره 4.
[16]. سنن نسائي، ج1، ص286.
[17]. مصنف عبدالرزاق، ج 2، حديث 4437.
[18]. ر.ك: المعجم الاوسط، ج2، ص94، كنز العمال، ج8، ص246 ـ 251، شماره 22764، 22767، 22771، 22774، 22777، 22778.

کلید واژگان: جمع بين دو نماز