لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

آيا شيعيان درباره مقام ائمه غلوّ مى‏كنند؟

آيا شيعيان درباره مقام ائمه غلوّ مى‏كنند و به آنها اوصاف خداوندى از جمله علم غيب، آگاهى از احوال انسان‏ها و ... را نسبت مى‏دهند؟
 
پاسخ‏:
۱. اين ادعا نيز از تهمت‏هايى است كه وهابيون به شيعه نسبت مى‏دهند. 
۲. شيعيان، غلوكنندگان و كسانى كه غير خدا را هر كه باشد به حدّ خدايى مى‏رسانند، كافر دانسته و مسلمان نمى‏دانند تا چه رسد كه او را شيعه و پيرو اهل‏بيت (عليهم السلام)، بخوانند. چگونه ممكن است متمسكين به ثقلين، امرى كه خلاف عقل و قرآن و سنّت است را باور داشته باشند. 
الف) قرآن مى‏فرمايد: 
(لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ‏) (مائده: ۱۷) 
به تحقيق كافر شدند كسانى كه گفتند خداوند همان مسيح پسر مريم است. 
ب) اميرمؤمنان (ع) مى‏فرمايد: «خدايا من از غلات، تبرّى‏ مى‏جويم، همان‏گونه كه عيسى بن مريم از نصارا، تبرّى جست. خدايا آنها را تا ابد، خوار و ذليل كن و هيچ‏يك از آنها را يارى مكن».[۱]
امام صادق (ع) نيز در اين مورد فرمود: «بر جوانان خود از خطر غلات بترسيد كه مبادا آنان را تباه سازند . زيرا غلات بدترين خلق خدايند. عظمت خدا را كوچك دانسته و براى بندگان خدا قائل به ربوبيّت هستند».[۲]
ج) شيخ صدوق مى‏فرمايد: «اعتقاد ما در مورد غلات و مفوّضه آن است كه اينان كافران به خداوند مى‏باشند».[۳]
شيخ مفيد نيز مى‏فرمايد: «غلات گروهى از متظاهران به دين اسلامند كه اميرمؤمنان (ع) و امامان از ذريّة او را به الوهيت و پيامبرى نسبت داده‏اند. آنان گمراه و كافرند و اميرمؤمنان (ع) به قتل آنها فرمان داده است. ائمه ديگر نيز، آنها را كافر و خارج از اسلام دانسته‏اند».[۴]
۳. آيا خبر داشتن از غيب و اشراف بر احوال انسان‏ها مطلقاً به مفهوم غلوّ و خدا دانستن شخص عالم به غيب است؟ در اين صورت قرآن افراد زيادى را شريك خداوند قرار داده است.
الف) قرآن از قول حضرت عيسى (ع) مى‏فرمايد: 
(وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ‏) (آل عمران: ۴۹) 
من به شما خبر مى‏دهم درباره آنچه مى‏خوريد و آنچه در خانه‏هايتان ذخيره مى‏كنيد. 
آيا اين خبر دادن از غيب نيست؟ آيا از نظر قرآن حضرت عيسى (ع)، خدا است؟ ! در آيه ديگرى، به پيامبر (ص) مى‏فرمايد: (ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ‏)، (آل عمران: ۴۴) آيا پيامبر (ص) كه از غيب خبر داشت، خدا بود؟ حال اگر پيامبر (ص) اين اخبار غيبى را در اختيار ديگران قرار دهد، اين، غلوّ و نسبت دادن اوصاف خداوند براى مخلوق است؟ ! 
حقيقت اين است كه وهابيون، نمى‏توانند فرق بين علم ذاتى و بى‏حدّ كه از اوصاف خاصّ خدا است و علم ايتايى و لدنى و محدود كه خداوند به برخى بندگان خاص خود عطا مى‏كند را بفهمند. 
در آيه ديگرى مى‏فرمايد: 
(عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضي‏ مِنْ رَسُولٍ…) (جن: ۲۶ ۲۷) 
داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمى‏سازد مگر پيامبرى را كه از او خشنود باشد. 
ب) در متون معتبر اهل‏سنت، خبرهاى غيبى فراوانى از قول پيامبر (ص) نقل شده است. از جمله، درباره اوضاع امّت در آخرالزّمان، شهادت امام حسين (ع) در كربلا و درباره حضرت مهدى (عج)، كه ذكر آنها باعث تطويل كلام مى‏شود. دراين زمينه، فقط به يك حديث بسنده مى‏كنيم:
مسلم و احمد بن حنبل از حذيفه نقل كرده‏اند كه: «پيامبر (ص) به من علم گذشته و آينده تا روز قيامت را آموخت».[۵]
آيا خبر داشتن حذيفه از علم غيب غلو نيست و خبر داشتن اهل بيت (عليهم السلام) غلو است؟!
 
 
مراجعه شود: پندارها و پاسخها (پاسخ به آنچه وهابيون در بقيع ميگويند) ؛ ص۵۵
 

[۱] - بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۲۶۵
[2] - محمد بن على بن بابويه قمى (شيخ صدوق)، الاعتقادات، ص ۷۱؛ به نقل از شيعه شناسى، ج ۱، ص ۵۵۷
[۳] - همان، ص ۲۸۶
[۴] - محمد بن نعمان (شيخ مفيد)، تصحيح الاعتقاد، ص ۱۰۹، به نقل از شيعه شناسى، ص ۵۵۸. 
[5] - صحيح مسلم، بيروت، دارالفكر، ج ۸، ص ۱۷۳؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۳۸۸؛ المستدرك، بيروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶، ج ۵، ص ۴۷۱.
 

کلید واژگان: شيعه - غلوّ - علم غيب - وهابيت - وهابيان - شرك - توحيد